ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )
53
معجم البلدان ( فارسى )
تهامه و يمن و سبا و احقاف و يمامه و شحر و هجر و عمان و طائف و نجران و حجر و ديار ثمود و « بئر معطله » و « قصر مشيد » « 1 » و « ارم ذات العماد » « 2 » و « اصحاب الاخدود » « 3 » و ديار كنده و كوهستان طى و هر چه ميان آنها است از جزيرة العرب است . جزيرة عكاظ [ ج ر ع ] و آن بلندى اى است در كنار عكاظ و در آنجا پنجمين جنگ از جنگهاى حرب الفجار رخ داده است . خداش پسر زهير چنين مىسرايد : لقد بلوكم فابلوكم بلاءهم * يوم الجزيرة ضربا غير تكذيب [ 79 ] ان توعدونى فانّى لابن عمكم * و قد اصابوكم منّى بشؤبوب و انّ ورقاء قد اردى ابا كنف * ابنى اياس و عمرا و ابن ايّوب « 4 » جزيرة ابن عمر « 5 » [ ج ر ا ن ع م ] نام شهرى بالاى موصل با سه روز راه فاصله است . روستائى زرخيز ، گسترده و پر بركت دارد . گمان مىكنم نخستين كس كه آنجا را نوسازى كرد حسن پسر عمر خطاب تغلبى باشد كه همسرى در جزيره داشت و اين به سال 250 بود . دجله گرداگرد اين جزيره را جز در يك سو ، مانند هلال فراگرفته بود . پس او خندقى ميان اين دو سر هلال بركند و آب را در آن به جريان انداخت و آسيايى در آنجا به كار نهاد ، پس آب ، گرداگرد جزيره را فرا گرفت . گروهى بسيار بدانجا نسبت دارند كه از ايشان است : 1 - بو طاهر ابراهيم پسر محمد « 6 » پسر ابراهيم پسر مهران فقيه جزرى شافعى او مردى درست بود كه علم و عمل با هم داشت . در جزيره بر كارگزار آنجا كه در آن روزگار عمر پسر محمد بزرى بود فقه آموخت . پس به بغداد آمد و در آنجا حديث شنيد و به جزيره بازگشت و به تدريس پرداخت و فتوا مىداد تا در آنجا به سال 577 در گذشت . زادروز او نيز سال 517 بود . 2 - بو القاسم عمر پسر محمد پسر عكرمه « 7 » ابن بزرى جزرى . پيشوا و فقيه شافعى بود . ابن شافع مىگفت : گويند كه او داناترين مردم روزگار به مذهب شافعى است و در ربيع دوم 560 در جزيره در گذشت و شاگردان بسيار به جا نهاد . او خود از ياران ابن شاشى ( چاچى ) بود . 3 و 4 و 5 - ابن اثيرهاى سه گانه كه دانشمند و اديب بودند . ايشان ؛ 1 - مجد الدين مبارك ، و 2 - ضياء الدين نصر الله ، و 3 - عز الدين ابو الحسن على سه پسر محمد بن عبد الكريم جزرى بودند ، كه هر يك از ايشان خود پيشوا بود . مجد الدين به هنگام زندگى دو برادر ديگر به سال 626 در گذشت . « 8 » جزيرهء قوسنيا « 9 » [ ج س ى يا ] و برخى آن را قوسينا گفتهاند . خورهاى در مصر ميان فسطاط و اسكندريه است كه ديههاى بسيار دارد . جزيرهء كاوان « 10 » ( يا بنى كاوان ) : جزيرهاى بزرگ و همان جزيرهء لافت است در درياى فارس ميان عمان و بحرين كه عثمان بن ابى عاصى ثقفى به روزگار عمر خطاب هنگامى كه مىخواست بر فارسهاى بحرين يورش برد آنجا را بگشود و از آنجا بگذشت . بزرگترين جزيرههاى آن دريا است ، و پر جمعيت ، داراى روستاها و كشتزارها بود ولى اكنون ويران شده است . مسعودى گويد [ 80 ] آن جزيره به سال 333 آباد و پر جمعيت بود . هشام پسر محمد گويد : نام كاوان ، حارث پسر امرؤ القيس پسر هجر پسر عامر پسر مالك پسر زياد پسر عصر پسر عوف پسر عامر پسر حارث پسر انمار پسر عمر پسر وديعه پسر لكيز پسر اقصى پسر عبد قيس است .
--> 1 تا 3 . نام چهار نقطهء جغرافيايى است كه در قرآن كريم 22 : 45 و 89 : 7 و 85 : 4 آمده است . ( 4 ) . در روز جزيره شما را به درستى كوبيدند . هر چند مرا تهديد مىكنيد من پسر عم شما هستم و براى من شما را كوبيدند . ورقاء ، ابو كنف را انداخت و دو فرزند اياس و عمر و ابن ايوب را . شعر اول از اين سه بيت در چ ع ، ج 2 ، ص 254 ، س 10 نيز ديده مىشود . ( 5 ) . ن . ك : قزوينى آثار ع ص 372 ، 420 ، 431 ، جهانگير ص 438 ، 489 ، 502 ، مراد ج 2 ص 131 ، لسترنج ص 101 ، تقويم بو الفدا - آيتى ص 316 - 317 . ( 6 ) . ش . ش : 82 . از طبقات سبكى 4 : 200 ، اسنوى 1 : 369 . ( 7 ) . ش . ش : 2137 . بزرى جزرى . از عبر 4 : 171 و منابعى ديگر . ( 8 ) . براى سه برادر اثير ، ن . ك : همين پيشگفتار ص بيست و هفت . ( 9 ) . تقويم بو الفدا - آيتى ص 148 - 149 : قوص . ( 10 ) . تقويم بو الفدا - آيتى ص 426 - 427 ، لسترنج ص 282 : ابر كافان ، ياكوان ، نيز ن . ك : چ ع 4 : 342 س 6 .